• داريوش پيرنياكان

  • فقدان استاد «كسايي» ضايعه بسيار بزرگي براي جامعه موسيقي و هنري كشور است. استاد «كسايي» از معدود استادان موسيقي ايراني هستند كه تاثيرات بسيار عميقي بر عمق موسيقي ما داشته‌اند به‌خصوص در زمينه ني‌نوازي. قبل از آقاي «كسايي» ساز ني در برهه‌هايي فراموش شده بود و ني‌نواز حرفه‌اي تقريبا نداشتيم. آقاي كسايي با نواختن ني در راديو در آن برهه خاص كه مدت‌ها ني كمتر شنيده شده بود، تمامي افكار و احساسات را متوجه موسيقي ايراني و ساز ني كردند. يك خاطره‌اي از ايشان دارم. يك روز خدمت‌شان بودم و گفتم كه استاد نظرتان درباره نواختن ني «نايب‌اسدالله» نوازنده دوره قاجار كه تنها صفحات اندكي از او باقي مانده، چيست؟ گفتند: «فقط اين را مي‌دانم كه اگر نايب زنده بود من از دست او دق مي‌كردم و او هم از دست من.» وقتي چرايي‌اش را پرسيدم، گفتند: «چون ني‌اي كه نايب زده را من نمي‌زنم و كارهايي كه من در ني انجام دادم را نايب نمي‌توانست اجرا كند. براي همين از دست هم دق مي‌كرديم.» كه اين توصيف هم تاييد ني‌نوازي نايب‌اسدالله بود و هم به نوعي سخن از ابتكارات خود ايشان بر اجراي ‌سازي كه به ظاهر هم خيلي ساده به نظر مي‌رسد. آقاي كسايي تاثيراتي كه بر ني‌نوازان بعد از خودشان گذاشتند بدون اغراق و كم و كاست صددرصد است. امروزه ني‌نوازي نداريم كه تحت سيطره ني‌نوازي «كسايي» نباشد.
    اين جايگاه والا و بالايي كه ايشان در موسيقي ما داشت و دارد و خواهد داشت را باز با بازگوكردن خاطره‌اي ديگر تكميل مي‌كنم. يك روز در سال 56 در خدمت استاد «علي‌اكبرخان شهنازي» بودم كه آقاي «حسين عمومي» كه ايشان هم ني‌نواز اصفهاني بودند هم آمدند تا براي تدريس در دانشكده هنرهاي زيبا از استاد «شهنازي» تاييد بگيرند. آقاي كسايي ايشان را فرستاده بود پيش آقاي شهنازي و گفته بودند كه خودشان آقاي عمومي را تاييد مي‌كنند و اگر استاد «شهنازي» هم تاييدشان كنند، مي‌توانند در دانشگاه تهران تدريس كنند.
    آقاي شهنازي هم گفتند كه: «خبر دارم آقاي كسايي شما را تاييد كرده‌اند و وقتي تاييد ايشان هست، ما ديگر روي حرف ايشان حرف نمي‌زنيم.» با اينكه «كسايي» هم از نظر سلسله مراتب موسيقايي و هم از نظر سني فرزند استاد شهنازي محسوب مي‌شد ولي بايد ديد كه همان زمان او چه جايگاهي داشته كه آقاي شهنازي با آن عظمت، تاييد «كسايي» برايشان كافي بود. همان‌جا بود كه جايگاه موسيقايي ايشان بر من مسجل شد. آقاي كسايي و آقاي جليل شهناز به گفته مرحوم «پايور» چكيده موسيقي ايراني و عصاره آن هستند. واقعا پريروز نيم ساعت بعد از فوت ايشان كه از درگذشت‌شان خبردار شدم پر از بهت و اندوه شدم و باز هم تاكيد مي‌كنم كه فقدان ايشان ضايعه بزرگي براي هنر ايران‌زمين است. خداوند روح‌شان را قرين رحمت بدارد. اگرچه به نظرم كسايي نمرده است، چون وقتي آثار ايشان ماندگار هستند، پس يعني خودشان هم جاودانند.

شرق


***

استاد حسن کسائی متولد اصفهان بود.

در گذشته صدای نِی، همراه با ناخالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن آن به صورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند.


این سخن منسوب به "واگنر" است که "

« آن جا که سخن باز می‌ماند، موسیقی آغاز می‌شود.  »

کسائی می‌گفت عکس این هم صادق است

« آن جا که موسیقی باز می‌ماند چه سخن‌ها که آغاز نمی‌شود!  »

کسائی رواج و رونق لقب " استاد" را " ترافیک استاد" می‌نامید. چیزی که موسیقی را به راه خطا می‌کشاند.

به باور کسائی، "تقلید، هرگز کسی را به بلندای هنر نمی‌رساند. تقلید و تکرار مثل " زیراکس" است! شما خط " میرعماد" را که مثلا " پنج میلیون تومان" می‌ارزد، اگر " زیراکس" کنید، سیصد تومان هم ارزش پیدا نمی‌کند!" جوانانی که به فراگیری موسیقی می‌پردازند نیز نباید بعد از گذراندن دوره آموزشی (باز هم) صد در صد از استاد خود تقلید کنند. بلکه باید بکوشند با نو آوری، شخصیت و ذوق خود را نشان دهند." به باور او موسیقی پیوندی است میان خلاقیت و تکنیک، ولی تکنیک باید ابزاری باشد در خدمت خلاقیت. "در روزگار ما قضیه بر عکس شده‌است و در نتیجه، جای موسیقی حال را موسیقی قال گرفته‌است.

دیدگاه دیگران


ساسان سپنتا، موسیقی شناس، "احراز تُن شفاف و مطلوب در محدوده‌های بَم و زیر نِی" را از ویژگی‌های بارز نوازندگی کسائی می‌داند: " تن صدای نی استاد کسائی در محدوده بم، گرم و دارای هارمونیک‌های مطلوب و غنی است."
حسین عمومی، موسیقیدان و نی نواز، کسائی را "پایه گذار مکتب نی" به شمار می‌آورد. مکتبی که " نوازندگان بعد از او چه مستقیم و چه غیر مستقیم" از آن متاثر شده‌اند.
حسین دهلوی، موسیقیدان و آهنگساز، می‌گوید: آن چه مولوی درباره " نی" سروده، در نی کسائی به واقعیت پیوسته‌است.
پرویز یاحقی، آهنگساز و ویولن نواز، کسائی را " استاد فرزانه تاریخ موسیقی جهان" می‌نامد.
هوشنگ ابتهاج سروده‌است: شکایت شب هجران که می‌تواند گفت حکایت دل ما با نی کسائی کن


پی نوشت:

آفتاب: حسین علیزاده، از شامگاه یک شنبه (۲۸ خرداد) به مدت چهار شب به یاد استاد حسن کسایی در گیلان روی صحنه می‌رود.

به گزارش خبرآنلاین، در ادامه تور کشوری کنسرت «آن و آن»، حسین علیزاده و پژمان حدادی به گیلان سفر کرده و در نخستین اجرا، شامگاه یک شنبه در سالن شهید آوینی شهر رودسر به بداهه نوازی خواهند پرداخت.

در این برنامه که آغازگر کنسرت‌های این دو نوازنده در استان گیلان است، پژمان حدادی با نواختن تنبک در کنار حسین علیزاده که سازهای سه تار، تار و شورانگیز را به دست می‌گیرد، همنوازی خواهد کرد.

کنسرت «آن و آن» از 28 تا 30 خرداد در رودسر اجرا می‌شود و یک شب هم (31 خرداد) در سالن مهیار دیملی شهرستان سیاهکل روی صحنه می‌رود.

علیزاده و پژمان، کنسرت‌های خود در استان گیلان را به زنده یاد استاد حسن کسایی، نوازنده بزرگ نی تقدیم کرده‌اند