غذا

غذا برای تو

جان کری: انتظار تسلیم‌شدن از ایران محال است

جان کری در واکنش به سخنان نتانیاهو، گزینه وادار کردن ایران به تسلیم در رابطه با مساله هسته ای را غیر ممکن دانست و بر مخالفت آمریکا و دیگر کشورهای 1+5 از خواسته رژیم صهیونیستی تاکید کرد.

به گزارش ایرنا، جان کری وزیر خارجه آمریکا در جمع بندی مذاکرات سه روزه خود با تیم هسته ای ایران و در واکنش به سخنان دیروز نتانیاهو در کنگره آمریکا، خواسته اسراییل مبنی وادار کردن ایران به تسلیم در مقابل خواسته های غرب درمورد مسئله هسته ای را یک انتظار غیر ممکن خواند.

وزیر خارجه آمریکا ضمن ارزیابی مثبتی از روند مذاکرات سه روزه خود با دکتر ظریف در سوییس نتیجه این مذاکرات10 ساعته را مثبت خواند واعلام کرد که ادامه این مذاکرات به 15 مارس موکول شده است.

کری گفت که که بازدید بازرسان اژانس انرژی هسته ای از تاسیسات هسته ای ایران و ایجاد یک سوپاپ زمانی به منظور اطمینان از صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای بهترین راه حل این مساله است.

وی افزود: صریح بگویم که وادار کردن ایران به تسلیم در رابطه با مساله هسته ای ممکن نیست و این کار را نمی توان راه حل این مسئله دانست و آمریکا و دیگر اعضای گروه 1+5 از این رویکرد حمایت نخواهند کرد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: جان کری, انتظار تسلیم‌شدن از ایران محال است
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:57  توسط مصطفی  | 

می‌شود به استقبال نوروز بی‌تصادف برویم؟

سالار ایرانزاد در جهان صنعت نوشت:

این یک سنت دیرینه و در عین حال مبارک و خجسته است که با ورود به ماه اسفند همه مردم به نوعی به استقبال نوروز رفته و به فراخور حال، پیشه و شغل خود در تدارک انجام اموری می‌شوند که عید نوروز را به شادی و سرور سر کنند. اوج دستیابی به این هدف آنجایی است که ایام نوروز بی‌خطر و ضرر سپری شود، بدون اینکه حادثه‌ای رخ دهد یا به بدترین شکل آن، عزیزی از دست برود. دلیل دل‌نگرانی از طرح موضوع اخیر این است که معمولا نوروز با سفر همراه است و سفر در ایران با خطر. از یک منظر کاملا اقتصادی هیچ‌گاه اندازه‌گیری نشده است که یک فرد که به هردلیل در یک حادثه رانندگی کشته می‌شود چه میزان از منابع اقتصادی جامعه را جذب کرده تا به این سن و قامت رسیده است. در اندازه‌گیری آثار منفی و مخرب مرگ یک انسان عوامل و داده‌های اقتصادی به گذشته او تا تلف شدن در اثر تصادف برمی‌گردد اما به این عوامل باید اضافه کرد لطمات و صدمات روحی- روانی که در آینده به خانواده و بازماندگان او وارد می‌شود.

اگرچه آثار روحی حوادثی از این قبیل هیچ کمتر از ضررها و خسارات اقتصادی آنها نیست اما در کشورهای جهان سوم مثل ایران اصولا به حساب گرفته نشده و با این تصور که شامل مرور زمان شده و به دست فراموشی سپرده خواهد شد، به آنها اهمیت داده نمی‌شود. در بررسی آثار مخرب و تبعات منفی مرگ ناگهانی یک انسان می‌توان کتاب نوشت اما در اینجا به ذکر این نکته اکتفا می‌شود که وقتی یک انسان کشته می‌شود، تبعات و عواقب روحی آن روی بازماندگان و دوستدارانش و همچنین آثار اقتصادی آن روی جامعه به جهت ستانده‌های او در گذشته‌ای که تکوین یافته و رشد پیدا کرده و داده‌هایی که او می‌توانست به هر شکل و نوع به جامعه ارایه کند، به حدی است که گفته می‌شود کشتن یک انسان، کشتن یک نسل است به‌خصوص اگر روی آن سرمایه‌گذاری خاصی شده باشد تا مردم و جامعه در مقیاس وسیع و گسترده‌تری از داشته‌های او بهره بگیرند.

بدبختانه رانندگی در ایران به قدری ضعیف و سطحی نظارت و کنترل می‌شود که ضایعات آن به نسبت جمعیت از همه کشورهای دنیا بیشتر و ما از این نظر رتبه اول یا حداقل رتبه دوم را دارا هستیم.مرگ انسان‌ها اعم از فردی یا گروهی در اثر عواملی مثل جنگ، ریزش معدن یا سایر عوامل هدفدار، اگر چه افراد و خانواده‌هایی را داغدار و عزادار می‌کند اما هدفی که موجب آن مرگ شده است تا حد زیادی ضایعه وارده را توجیه و آلام پیش‌آمده را تسکین می‌دهد به‌خصوص در مورد جنگ و آنجایی که دفاع از آب، خاک، حیثیت، شرف و ناموس مطرح می‌شود، مرگ افتخار محسوب شده و شهادت نام می‌گیرد اما مرگ مفت و بی‌حاصل که نمونه بارز و برجسته آن مرگ در اثر تصادفات رانندگی است، هیچ‌گونه توجیه منطقی و عاقلانه‌ای ندارد.

اگر بپذیریم که به واقع و حتی به گفته برخی مسوولان مربوطه، تعداد تصادفات رانندگی و میزان تلفات و کشتارهای ناشی از آن در ایران به‌طور اعم و در جاده‌های برون‌شهری به‌طور اخص از میانگین سایر کشورهای جهان به طرز چشمگیری بیشتر و بالاتر است، بعد این سوال مطرح می‌شود که چرا؟ چه عواملی در حدوث این پدیده شوم و ویرانگر موثر هستند؟ اگر خواسته شود براساس واقعیت و انصاف و به دور از هرگونه غرض‌ورزی و جهت‌گیری به موضوع نگریسته و علت‌یابی شود، ملاحظه می‌شود که علل و عوامل زیر هستند که دست در دست هم داده و با کنار هم قرار گرفتن پازل مرگ را برای رانندگان ایرانی تکمیل کرده و در قابی سیاه بر دیوار جامعه نصب می‌کنند.

1- عدم صلاحیت رانندگان وسایل نقلیه عمومی- اصولا دستیابی به فرمان وسایل نقلیه عمومی از قبیل اتوبوس و کامیون امری ساده است زیرا لازمه‌اش فقط داشتن گواهینامه پایه یک است و بس. سابقا به منظور رانندگی این قبیل خودرو‌ها متقاضی باید ابتدا چند سال کمک راننده می‌بود و پس از اخذ گواهینامه پایه دوم شخصی و پایه دوم همگانی اگر موفق به دریافت گواهینامه پایه یک می‌شد، اجازه می‌یافت وسایل نقلیه بزرگ را براند. در چنین شرایطی داشتن گواهینامه پایه یکم برای دارنده آن یک امتیاز محسوب می‌شد چون مبین دانش بالای او در رانندگی و اطلاعات فنی او از خودرو بود و طی کردن این مراحل برای هر کسی ساده نبود اما این روزها هیچ‌کس برای گرفتن گواهینامه پایه یک با مشکل جدی مواجه نیست زیرا کافی است متقاضی قدری تمرین کند و قواعد و قوانین رانندگی را حتی بدون گذراندن مراحل تجربی کافی یاد بگیرد تا به اخذ گواهینامه پایه یک نایل شود. در فاصله بین اخذ گواهینامه یادشده و نشستن پشت فرمان اتوبوسی با حداقل 30 سرنشین یا کامیونی با 20 تن بار، گویی هیچ آموزشی، تخصصی، کلاسی یا دوره‌ای جدی و کاربردی لازم نیست و فقط به کلاسی چند ساعته جهت گرفتن کارت اکتفا می‌شود!
به همه ناتوانی‌ها و بی‌تجربگی‌های بعضی از رانندگان وسایل نقلیه عمومی و همچنین خودرو‌های شخصی، حالا دیگر باید استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی و برای مدت طولانی و دفعات زیاد را هم افزود.

2- غیراستاندارد بودن راه‌ها- جاده‌های برون‌شهری ایران بجز بزرگراه‌های مواصلاتی مراکز استان‌ها، اغلب جاده‌های معمولی با یک باند رفت و یک باند برگشت بوده و به طور عمده همان جاده‌های 40 سال پیش هستند. مربوط به زمانی که جمعیت کشور 30-20 میلیون نفر بوده و سریع‌ترین خودرو می‌توانسته عملا حداکثر یکصد کیلومتر در ساعت سرعت برود. همان جاده‌ها هرازگاهی روکش و در بعضی قسمت‌های محدود عریض شده‌اند، گاهی هم برای خالی نبودن عریضه و برای استفاده از بودجه تخصیصی! ساخت قطعه راهی شروع و بعد از چند سال در شرایطی به اتمام می‌رسد که آنجایی را که شروع کرده بودند کنده شده و به سختی قابل استفاده است. اگرچه مسوولان، متخصصان و مهندسان وزارت راه هرجا تریبون و میکروفنی گیر بیاورند از ساخت چندصد کیلومتر در گذشته و برنامه برای ساخت چند هزار کیلومتر در آینده خبر می‌دهند و مردم را خوشحال می‌کنند اما طولی نمی‌کشد که وسایل ارتباط جمعی کشور از وقوع تصادفی دردناک مانند پرت شدن یک اتوبوس حامل عده‌ای مسافر بیچاره به ته دره خبر می‌دهند.

3- عدم کنترل و نظارت کافی- این یک واقعیت تاسف‌بار و در عین حال غیر قابل انکار است که امروزه پلیس‌راه باوجود تمام قدرت و اقتداری که دارد، به جز محورهای‌های مواصلات اصلی کشور، در مورد حوادث جاده‌ای در اغلب موارد نقش بازدارندگی و کنترلی خود را از دست داده و نقش قاضی و داور را ایفا می‌کند. به این صورت که به‌جای نظارت دقیق و مستمر و برخورد قاطع با رانندگان خاطی و متوقف کردن خودروهای آنها، پس از بروز حادثه در صحنه حاضر شده و تعیین می‌کند که کدام راننده مقصر است. گواه این ادعا طرح این سوال است که آیا شده پلیس‌راه راننده خطرآفرینی را بازداشت و از ادامه سفر او جلوگیری کند؟ آیا شده راننده خواب‌آلودی را مجبور به خوابیدن برای مدت چند ساعت در پاسگاه کند؟ یا راننده‌ای که از خماری چشمانش باز نمی‌شود متوقف و برای آزمایش اعتیاد به نزدیک‌ترین آزمایشگاه اعزام شود؟ وقتی مشکلی با پول (به عنوان جریمه) حل می‌شود، حادثه‌سازان جاده‌ها نگرانی زیادی ندارند. افزایش مبلغ جریمه بعد از مدتی عادی می‌شود و مردم به پرداخت آن عادت می‌کنند. آنچه که پلیس باید قویا در دستور کار خود قرار دهد، آموزش و فرهنگ‌سازی رانندگی ارزشی از طریق تلویزیون و سایر وسایل ارتباط جمعی تصویری به علاوه نظارت قوی، مستمر و محترمانه با استفاده از صلابت و اقتداری است که به واقع از آن برخوردار هست.

4- ناکارآمدی قانون- قوانین مربوط به رانندگان متخلف بسیار ضعیف و ناکارآمد هستند به دلیل اینکه معمولا دلخراش‌ترین کشتار‌های ناشی از حوادث رانندگی غیرعمد محسوب شده و راننده خاطی (چنانچه زنده بماند) با سپردن وثیقه و پرداخت جریمه پس از مدتی کوتاه از زندان آزاد می‌شود و باز روز از نو، کشتار از نو. بدیهی است که اگر برای خاطیان تصادفاتی که منجر به مرگ می‌شوند یا آنهایی که به دفعات موجب تصادفات جدی شده‌اند، زندان‌های طولانی‌مدت در نظر گرفته شود و حتی اگر رضایت اولیای دم را هم جلب کنند، مجبور به تحمل جرایم و تنبیهات غیرمالی شده و گواهینامه آنها اخذ و از رانندگی محروم شوند، وقوع حوادث جاده‌ای کاهش خواهد یافت. چگونه است که اگر یک نفر با آلت قتاله‌ای مثل چاقو یا اسلحه انسانی را بکشد قاتل عمد محسوب می‌شود اما کسی که با بی‌صبری و بی‌تفاوتی و لاابالی‌گری یا در اثر خمار یا نشئگی یا در اثر لجبازی با راننده‌ای دیگر موجب از دست رفتن جان انسان دیگری می‌گردد قاتل غیرعمدی تلقی شده و طولی نخواهد کشید که جامعه شاهد آزادی او می‌شود؟ بدیهی است وقتی مشکلی با پول (به عنوان جریمه یا دیه) حل می‌شود برای رانندگان خطاکار دغدغه زیادی ایجاد نمی‌کند. در مواردی از این قبیل قانون باید عمل را در نظر بگیرد یا انگیزه را؟

5- کیفیت وسایل نقلیه ساخت داخل- به گواهی آنچه هرازگاهی توسط کارشناسان منصف و مسوولان دلسوز مطرح می‌شود، به نظر می‌رسد شرکت‌ها و کارخانجات داخلی تولیدکننده وسایل نقلیه اعم از بزرگ یا کوچک یا عمومی و شخصی به تنها عاملی که اعتنا نمی‌کنند کیفیت خودرو است. به شهادت آنچه به‌کرات در کنار جاده‌ها یا وسط خیابان‌ها عینا دیده می‌شود آنچه در مورد خودرو‌های داخلی محلی از اعراب ندارد کیفیت، استحکام و ایمنی است. آنجایی که مردم برای خرید یک وسیله نقلیه برای استفاده شخصی یا وسیله امرارمعاش ماه‌ها در صف انتظار می‌ایستند، آنجایی که برای همه نهادها و سازمان‌های اخلاقی و نظارتی حق‌السهم در نظر گرفته و روی قیمت فروش خودرو اضافه و از متقاضی خرید اخذ می‌شود، آنجایی که نامطلوب، ناامن و بی‌کیفیت بودن خودرو‌ها موجب می‌شود که مسوولان نظارتی مانند اداره شماره‌گذاری به دفعات و به کرات به آنها تذکر داده و آنها را تهدید به برخورد کنند و سپس بدون هیچ تغییری در امر، موضوع به خوبی و خوشی به دست فراموشی سپرده شده و همه چیز تمام می‌شود، چه حاجت به ساخت اتومبیل باکیفیت؟!

مساله خیلی ساده است: عموم مردم به هر دلیل به خودرو نیاز دارند، خودرو مورد نیاز این مردم (نه آقازاده‌ها و مرفهینی که مدرن‌ترین و لوکس‌ترین‌های دنیا را رصد می‌کنند و سفارش می‌دهند بدون هیج توجه به قیمت آنها) در داخل کشور و در انحصار عمده دو شرکت است و بر این دو شرکت به هر دلیل هیچ‌گونه کنترل و نظارتی اعم از قانونی، اخلاقی و انسانی اعمال نمی‌شود (یعنی نمی‌تواند بشود)، علاقه وافر این شرکت‌ها به سود بیشتر موجب استفاده آنها از نامرغوب‌ترین و پست‌ترین مواد و قطعات می‌شود. نتیجه چه می‌شود؟ آنچه به‌طور روزمره در کنار راه‌های برون‌شهری و در خیابان‌های درون‌شهری دیده می‌شود!

6- بیمه دیه- بیمه دیه خودرو به مثابه خرید مجوز کشتن با خودرو است. وقتی راننده‌ای اطمینان داشته باشد که خودرواش بیمه است و چنانچه کسی را بکشد بیمه مربوطه خونبهای مقتول را می‌پردازد، کافی است قدری وجدان و انسانیتش او کمرنگ شود تا نسبت به رانندگی محتاطانه، زیاد خود را تحت فشار قرار ندهد. اگر راننده‌ای بداند که در اثر بی‌توجهی و بی‌احتیاطی‌اش ممکن است تصادفی حادث و انسانی بمیرد و متعاقب آن وی علاوه بر تحمل مدت مدیدی زندان، محرومیت از رانندگی و خیلی مشکلات قانونی دیگر، باید مبلغ قابل توجهی از داشته‌های مادی خود را نیز از دست بدهد، قطعا در طرز رانندگی‌اش تجدیدنظر خواهد کرد. از نظر اخلاقی، انسانی و اجتماعی برای بیمه دیه چه تعریف و تعبیری می‌توان داشت جز اینکه بیمه‌گر می‌گوید: اگر آدم بکشی پول خونش را من می‌دهم و این برای جامعه‌ای که فرهنگ درست رانندگی کردن به جدیت آموزش و نهادینه نشده، در جامعه‌ای که ارزش صحیح رانندگی کردن به ضدارزش تبدیل شده است و کسی که خوب و قانونمند و محترمانه اتومبیل براند از دید بسیاری، سوسول و ترسو محسوب می‌شود، قرارگرفتن زیر چتر بیمه دیه می‌تواند فاجعه بار باشد، کما اینکه است.

موارد و عواملی که به اختصار به آنها اشاره شد به مثابه قطعاتی هستند که با کنار هم قراردادن آنها تابلویی از رانندگی در کشور نمودار می‌شود که دیدن آن دل هر انسان درد آشنایی را به درد می‌آورد.

با نزدیک شدن به تعطیلات نوروزی، جا دارد مسوولان مربوطه از هم‌اکنون به جد برنامه‌ریزی کرده تا آنجا که امکان دارد همه مسافران را اعم از نوروزی و غیرنوروزی از خانواده خود بدانند و در حیطه اختیارات خود، آن کنند که به حقیقت باید بکنند، نه به واقعیت ناقصی که تاکنون کرده‌اند.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: می‌شود به استقبال نوروز بی‌تصادف برویم
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:57  توسط مصطفی  | 

چاره بی‌خوابیتان را اینجا بخوانید

اگر شب‌ها دچار بی‌خوابی هستید و باید ساعتها بعد از غلط خوردن در رختخواب به خواب بروید، مشکل آن را در این خبر بخوانید.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دکتر خسرو صادق نیت درباره اختلال خواب درباره بی‌خوابی گفت: در علم پزشکی بیش از 88 نوع اختلال خواب وجود دارد که بی‌خوابی شایعترین آنهاست و 10 درصد افراد جامعه به دلایل مختلف مانند مشکل‌های روحی، روانی، همچون افسردگی، اضطراب و استرس به خصوص استرس‌های شغلی سیگار کشیدن، قهوه‌، نوشابه مواد حاوی کافین مصرف برخی از داروها از آن رنج می ‌برند.

وی ادامه داد: به طور طبیعی یک سوم عمر هر انسانی در خواب طی می‌شود هر عاملی که بتواند خواب انسان را مختل کند، جزو اختلال های خواب، محسوب می‌شود، اختلال های خواب با توجه به نوع مشکل و ارگانی که درگیر شده است، طبقه‌های متفاوتی دارد به عنوان مثال اگر سیستم‌ عصبی در خواب درگیر باشد می‌تواند باعث تشنج و حرکات غیر ارادی در خواب شود.

صادق نیت تاکید کرد: یکی از شایع‌ترین این حرکات غیر ارادی سندروم پای بی‌قرار است معمولا 20 تا 30 درصد شاغلان هر جامعه‌ای به شیفت کاران اختصاص دارد که بین 60 تا 80 درصد آنها به اختلال های خواب دچار می‌شوند.

وی با بیان اینکه مهمترین علت ایجاد اختلال های خواب از جمله بی‌خوابی ها رعایت نکردن بهداشت خواب است افزود: بارزترین نمونه برای رعایت نکردن بهداشت خواب افرادی هستند که تا دیر وقت، وقت خود را صرف تلویزیون کامپیوتر، اینترنت و بازی می‌کنند و دچار این اختلال می‌شوند چرا که بی‌نظمی در ساعت‌هایی که افراد به رختخواب می‌روند عامل مهمی در ایجاد مشکل های مربوط به خواب است. بنابراین همه افراد باید یک ساعت خاص را برای خود مبنا قرار دهند و در آن ساعت به رختخواب بروند.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: چاره بی‌خوابیتان را اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:56  توسط مصطفی  | 

اعتیاد لای دو انگشت لاک خورده

دود می‌شود تمام جوانی هایی که پدر و مادر برایش زحمت کشیده اند. دچار بحرانی بین بودن و نبودن هستند. نمی‌دانند باید در این مکان، در این زمان، در این فضا بمانند یا پر بکشند به دنیایی که به واسطه استفاده از اعتیاد به ماده ای مخدر -از همان هایی که می‌زنند که چند لحظه روی زمین نباشند و عادت کرده اند به بودنش- به فضا پرتاب شوند. پرتابی از نوع نبودن به دنبال هیچ.
ناگهان اعتیاد زاده می‌شود.

به گزارش ابتکار، می گویند بحران هویت در دوران جوانی از جمله مشکلاتی است که تمام ساختار روانی را به هم می‌زند. بحرانی که تمام آرامش را می‌گیرد و ناگهان اعتیاد زاده می‌شود. این درد خانمان براندازِ خانمانسوز. گذر از جوانی است اما چه راه پرخطری. شخص از مدرسه به دانشگاه وارد می‌شود. دنیایی جدید پر از آدم های جورواجور و ناگهان تعارف سیگار و در نهایت... تعیین مسیر زندگی است برای آنهایی که زمانی پدران و مادران شان، مسیر را برای شان تعیین می‌کردند. حالا این گرایش، عجیب رنگ و لعابی دارد. عجیب می‌کشدش به سمت نابودی. این کشش یعنی عادت به رفتن و نماندن.

آماری که پایین نیست

آمار دقیق نیست و البته پایین هم نیست. ولی چیزی که به خوبی توجه را به خود جلب می‌کند، اعتیاد دانشجویان دختر است که جای نگرانی را برای ستاد مبارزه با مواد مخدر و همچنین وزارت بهداشت باز کرده است. گزارش ها از مصرف مواد صنعتی و روانگردان در میان دانشجویان دختر نسبت به پسر در کشور بیشتر شده است. گروهی از این دانشجویان معتاد اعلام کردند که به آینده امیدی نداشته و اعتماد به نفس کمی دارند و برنامه ریزی برای اوقات فراغت ندارند به همین دلیل به مصرف مواد روی آورده اند.

جذابیتی به نام...

حشیش، تریاک، هروئین و شیشه در بین دانشجویانی که در منازل مجردی زندگی می‌کنند، بیشتر آمار مواد مخدر مصرفی را به خود اختصاص داده است. مطالعات نشان داده است که دور بودن از محیط خانواده و رفتن به شهر دیگر برای تحصیل و استقلال پیدا کردن از خانواده کافی است تا جوان را به سمت و سوی اعتیاد هدایت کند. جذابیت های محیط جدید، می‌تواند خطر اعتیاد را در میان افراد افزایش دهد.

تصوری غلط جایگزین می‌شود

برخی اعتقاد دارند که خوابگاه ها و خانه های مجردی، محیط هایی هستند که باعث اعتیاد دانشجویان می‌شود. نظارت بر محیط هایی مثل خوابگاه های دانشجویی، نمی‌تواند عاملی برای جلوگیری از اعتیاد باشد. چون فردی که به عنوان ناظر انتخاب می‌شود هم ممکن است خودش به مرور زمان به اعتیاد روی آورد. جالب که نه، عجیب است بدانید که گرایش برخی دانشجویان در این دوران، بیشتر به سمت و سوی موادی می‌رود که سطح هوشیاری، یادگیری و پردازش اطلاعات را افزایش می‌دهد و به ناگهان این تصور غلط شکل می‌گیرد که موادی مانند حشیش یا یک بار تجربه، اعتیادآور نیست. بنابراین فرد به این ماده، گرایش بیشتری پیدا می‌کند. اما یک بار، به بار دوم، به بار چندم و بیشتر و بیشتر تبدیل می‌شود. موادی مانند حشیش و ترامادل، گرچه ابتدا تجربیاتی مانند افزایش سطح هشیاری را ایجاد می‌کند اما پس از یک بار مصرف باعث به وجود آوردن پدیده «تحمل» می‌شوند.

اعتیاد در دانشگاه ها بیداد می‌کند

با اینکه به سمت بومی کردن تحصیلات پیش رفته ایم و طرح پایش سوءمصرف مواد مخدر و الکل نیز در میان تمام دانشجویان کشور اجرا می‌شود بدین شکل که تمامی دانشجویان جدیدالورود در دانشگاه های علوم پزشکی پس از ثبت نام باید به این اداره مراجعه کنند و آزمایش های بین‌المللی سلامت روان را بگذرانند اما خبرها گویای افزایش آمار اعتیاد در میان دانشجویان و دانشگاهیان است. برخی از این افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر و الکل، دچار اختلالات اعصاب و روان هستند. اینها همان دانشجویان آسیب پذیر یا در معرض خطر به حساب می‌آیند.

دردی که درمان نمی‌شود

اینها در حالی است که رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس، از ابتلای یک میلیون و 300 هزار نفر در جامعه به اعتیاد پرده بر می‌دارد و می‌گوید: حدود 52 درصد مواد مخدر سنتی و 26 درصد شیشه و مواد مخدر صنعتی مصرف می‌کنند. اما این آمار دردی را از دردهای دانشجو یا جوان غیر دانشجوی مبتلا به اعتیاد درمان نمی‌کند. عبدالرضا عزیزی معتقد است: بیش از 70 درصد معتادان قبلا سیگار مصرف می‌کرده اند و اکنون آمار سیگاری ها در کشور 10 الی 13 میلیون نفر است که سالانه بین 3 الی 4 هزار میلیارد تومان صرف خرید سیگار می‌کنند.

عددی بسیار بالا

جالب است بدانید که دو برابر همین مبلغ صرف درمان عوارض مصرف سیگار مانند سرطان ریه می‌شود. پولی که برای سیگار و درمان عوارض ناشی از آن هزینه می‌شود، حدود 10 هزار میلیارد تومان است ضمن آنکه حدود 7 هزار میلیارد تومان برای شیشه مصرف می‌شود و حدود 14 هزار میلیارد تومان برای سایر مواد مخدر. مجموع سالانه این ارقام حدود 30 هزار میلیارد تومان می‌شود؛ حال آنکه هزینه مبارزه با مواد مخدر و یا پیشگیری از اعتیاد را نیز باید به این رقم اضافه کرد که در مجموع عدد بسیار بالایی می‌شود.

پول دود می‌دهیم

عبدالرضا عزیزی ادامه می‌دهد: کل اعتبار عمرانی امسال کشور - اگر محقق شود- حدود 35 هزار میلیارد تومان است و مشاهده می‌شود که تقریبا معادل کل اعتبارات عمرانی در ایران پول برای دود داده می‌شود؛ اعم از مواد مخدر سنتی، سیگار و مواد صنعتی. مواد صنعتی نسبت به سنتی مصرف کننده کمتری در کشور دارد. آنها که تحصیلات بالا دارند کمتر معتاد هستند و آنها که تحصیلات کمتری دارند یا بیسوادند، جامعه آماری بالاتری را تشکیل می‌دهند. وی با پیشنهاد اضافه شدن 10 ریال به قیمت هر نخ سیگار وارداتی در جریان بررسی لایحه بودجه 94 می‌گوید: با توجه به اینکه 65 میلیارد نخ سیگار در کشور مصرف می‌شود، درآمد 65 میلیارد تومانی از این محل حاصل می‌شد که می‌توانست صرف بهداشت، درمان، پیشگیری و آموزش مردم شود.

آماری که تکانت می‌دهد

آمار تکاندهنده اعتیاد در میان دانشجویان دختر و پسر نشان می‌دهد که دختران دانشجو بیشتر به سمت مصرف مواد محرک و دانشجویان پسر به مواد سنگین مثل هرویین و شیشه گرایش پیدا کرده‌اند. در این میان، آمار دانشجویان علوم پزشکی فاصله معناداری با آمار دانشجویان وزارت علوم و دانشگاه آزاد دارد. این آمار هر ساله رشد چشمگیری دارد. وضعیت مصرف موادمخدر در دختران دانشجو و در حوزه مصرف برخی داروها و مواد روانگردان نگران‌کننده است. در دانشجویان پسر به دلیل نشانه‌روی قرص‌های ریتالین و داروهای روانگردان، حجم مصرف مواد محرک کاهش یافته اما گرایش آنها به مصرف مواد سنگین افزایش یافته است.

صدای دردی در گوشه ای

زنگ خطر اجتماعی به صدا درآمده است. زنگ خطری که از یک خانواده تا یک جامعه را تحت الشعاع خود قرار داده است. خوابگاه هایی که امروزه به مکانی برای مصرف مواد مخدر تبدیل شده است. بو و دودهای مواد مخدر را با دود اسپند ترکیب کرده و آن را به خورد هواکش هایی می‌دهند که این روزها به نفس افتاده اند. هیجان و کنجکاوی بیش از پیش جوانان را در معرض ابتلای این مواد افیونی قرار می‌دهد. شهر پر شده از نشئه هایی که در کوچه و خیابان پرسه می‌زنند. حرکات غیر طبیعی از خود به نمایش می‌گذارند. نگاه شان می‌کنیم و زیر لب ناسزا می‌گوییم ولی هیچ گاه نرفته ایم که بپرسیم دردتان چیست که درمان خود را در موادی دیده اید که چند لحظه ای جدای تان کند از دنیای واقعی که از آن فراری هستید. اینجا شهری است پرآشوب که هر لحظه صدای دردی در گوشه اش به گوش می‌رسد.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: اعتیاد لای دو انگشت لاک خورده
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:56  توسط مصطفی  | 

دیپلمات ایرانی ربوده شده در یمن آزاد شد

با اقدامات پیچیده اطلاعاتی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) نوراحمد نیکبخت دیپلمات ایرانی ربوده شده در صنعا از چنگال تروریست های بین المللی آزاد شده و به کشور بازگشت.

به گزارش مهر، دقایقی پیش نوراحمد نیکبخت دیپلمات ایرانی مستقر در صنعا که تیرماه سال گذشته در راه منزل خود به سفارت جمهوری اسلامی ایران در یمن، توسط گروه‌های تروریستی بین المللی ربوده شده بود، از طریق فرودگاه مهرآباد به تهران بازگشت.

آزادی وی از بند گروه‌های تروریستی بین المللی با سلسله اقدامات اطلاعاتی امنیتی سربازان گمنام امام زمان و پس از رهگیری های اطلاعاتی محل اسارت وی صورت گرفت و در نهایت نیکبخت در یکی از مناطق یمن توسط نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران از چنگال تروریست ها آزاد شد.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: دیپلمات ایرانی ربوده شده در یمن آزاد شد
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:56  توسط مصطفی  | 

راهکار وزیر یک کشور مرفه برای حفظ رفاه شهروندان

دانمارک یکی از آن کشورهایی است که اقتصادی درست‌ودرمان دارد و به‌خوبی در بسیاری از شاخص‌های اقتصادی، گوی سبقت را از دیگر رقبایش در غرب اروپا، ربوده است. دانمارک را ما ایرانیان با پنیرش می‌شناسیم؛ صبحانه‌ای که در دهه٦٠، پای ثابت سفره‌های ایرانی بود. همین حالا هم، پنیر دانمارکی برای ما یک نوستالژی محسوب می‌شود. کمی بعد‌تر یعنی در اواخر دهه٧٠ (١٨مهر١٣۷۸) بازی‌ای دوستانه بین تیم‌های ملی فوتبال ایران و دانمارک در کپنهاگ برگزار شد و نتیجه مساوی این دیدار، آن‌هم در برابر تیم قدرتمند آن‌روزهای دانمارک، خاطره‌ای خوش برای ایرانیان خلق کرد. 

به گزارش شرق، در دنیای سیاست اما، از دانمارکی‌ها، خیلی خاطرات خوبی نداریم! آنها در طول چندسال اخیر یکی از منتقدان ما در عرصه سیاست خارجی بوده‌اند. 

به گذشته برگردیم؛ اولین‌بار در سال۱۶۹۱ یک سفیر از ایران، چمدان‌هایش را بست و راهی دانمارک شد تا روابط دیپلماتیک ما با این کشور اروپای‌غربی را رسما استارت بزند. آن‌روزها، یک دردسر تجاری، دستور کار اولین سفیر ایران در کپنهاگ بود. ظاهرا محموله‌ای ایرانی که توسط یک کشتی بنگالی حمل می‌شد، توسط ناوگان دریایی دانمارک توقیف شده بود. سفیر ایرانی به‌همراه استوارنامه‌ای که به امضای شاه‌سلیمان صفوی (۱۰۲۶ تا ۱۰۷۳شمسی) رسیده بود، به کاخ کریستین پنجم، پادشاه وقت دانمارک رفت تا با او یک چانه‌زنی دیپلماتیک داشته باشد. 

حالا از آن زمان، ٣٢٤سال می‌گذرد و دانمارک، توانسته خود را به‌عنوان کشوری تراز اول در دنیا، مطرح کند، آن‌هم در بخش‌هایی چون مبارزه با فساد اقتصادی، ریشه‌کن‌کردن فقر، تورم ناچیز، نرخ بیکاری پایین و چندین شاخص اقتصادی مثبت دیگر که آرزوی بسیاری از کشورهای دنیاست! 
«شرق» برای بررسی گوشه‌ای از اقتصاد پیشرفته و رفاه‌محور دانمارک با «کریستین ینسِن»، وزیر سابق مالیات و نماینده فعلی پارلمان این کشور، گفت‌وگویی انجام داده است. ینسن ٤٤ساله بارهاوبارها تاکید می‌کند پاسخ‌های او به این سوالات، نظر شخصی خودش است و ارتباطی به دیدگاه رسمی دولت دانمارک ندارد. او در حال حاضر سخنگوی حزب لیبرال دانمارک نیز هست. مشروح این گفت‌وگو در ادامه آورده می‌شود. 

‌کشور دانمارک جزو کشورهای حوزه اسکاندیناوی است و به‌دلیل رفاه بالای مردمش، جزو بهترین کشورهای جهان به‌حساب می‌آید. چگونه این کشور به این سطح از رفاه رسیده است؟ درواقع اقداماتی را که دولت رفاه انجام داده تا مردمش به این سطح از رفاه برسند را به‌طور کامل توضیح دهید. 

تاریخ دولت رفاهی دانمارک به نیمه‌دوم قرن هجدهم میلادی برمی‌گردد. به‌طورکلی در آن زمان، اعتقاد بر این بود که دولت باید نقش خود را در تضمین شرایط اجتماعی اساسی شهروندان ایفا کند. ظهور دولت رفاه مدرن نیز می‌تواند به‌عنوان یک توافق بین هر دو ایده اقتصاد بازار آزاد و ایده برابری سوسیالیسم مطرح شود. در دانمارک، دولت رفاه به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از دیگر کشورهای توسعه‌یافته کار انجام داده است، که در نتیجه امنیت اجتماعی، فراگیرتر و نابرابری به میزان اندکی است. سطح فعلی رفاه در دانمارک نتیجه سال‌ها بحث و مبارزات سیاسی است. از لحاظ تاریخی، دانمارک نرخ مشارکت نیروی کار بالایی داشته است که این تا حدی به‌دلیل سطح بالای مشارکت زنان به‌‌عنوان نیروی کار است. بنابراین اکثریت جمعیت دانمارک دارای یک شغل هستند و مالیات می‌پردازند، که این به‌نوبه خود به این معنی است ما با درآمدهای مالیاتی نسبتا بالا ما می‌توانیم موفق به حفظ سطح بالایی از رفاه شویم. 

‌ شما گفتید که مردم دانمارک اغلب دارای یک شغل هستند. یعنی هیچ‌کس در این کشور دوشغله نیست؟ 

برخی از دانمارکی‌ها صاحب یک شغل و بعضی دارای چندین شغل هستند. با این‌حال، اکثریت جمعیت دانمارک فقط یک شغل دارند. 

‌ سیاست اشتغالی دولت رفاه در دانمارک را توضیح دهید؟ 

سیستم اشتغال دانمارک یک سیستم پیچیده است. درواقع، ما یک شبکه امنیت اجتماعی با مزایای نسبتا بالا و سخاوتمندانه داریم، اما ما یک سیاست بازار کار فعال داریم که تضمین می‌کند فرد بیکار فعالانه به‌دنبال اشتغال است. 

‌ به‌جز سطح بالای رفاه، دانمارک کشوری است که دارنده کمترین فساد در دنیاست. این کشور با چه راهکار‌هایی توانسته به این موفقیت دست یابد؟ 

دانمارک در مطالعات سازمان شفافیت بین‌المللی درخصوص فساد، در سطح دنیا جزو رده‌های برتر است. به عقیده من عدم فساد در دانمارک به‌علت عدم پرداخت رشوه و عملکرد بسیار خوب بخش دولتی است. علاوه‌براین، باید توضیح داد که تمرکز لیبرال‌دموکراسی ایجاد تعادل بین قوه‌مقننه و دولت است. 

‌رفاه بالا در دانمارک قطعا فاصله طبقاتی را کاهش داده است. شکاف طبقاتی یا همان ضریب جینی در کشور شما چقدر است؟ 

دانمارک دارنده یکی از پایین‌ترین ضرایب جینی در جهان است که بر اساس اطلاعات oecd این ضریب در سال٢٠١١ حدود ٢٥ بوده است. 

‌از سطح درآمدها بگویید. حداقل و حداکثر درآمد افراد در دانمارک به دلار چقدر است؟ به درآمد سرانه هم اشاره کنید. 

ما در دانمارک حداقل دستمزد یا حداکثر دستمزد نداریم. با این‌حال، به‌طور متوسط درآمد در دانمارک نسبتا بالاست. درآمد سرانه ملی در دانمارک با توجه به اطلاعات بانک جهانی ٦٨٠ /٦١دلار در سال٢٠١٣ اعلام شده است. 

‌ تمام گفته‌های شما به این معنی است که در کشور دانمارک، فقر ریشه‌کن شده است. دولت رفاه چگونه توانسته فقر را ریشه‌کن کند؟ 

ما موفق به پایین‌آوردن نسبت فقر در دانمارک، با استفاده از طیف وسیعی از برنامه‌های رفاه عمومی شده‌ایم. در دانمارک ما یک سیستم آموزشی کاملا توسعه‌یافته داریم که در آن، رفتن به مدرسه و تحصیل در دانشگاه، رایگان است. این به این معنی است که هرکس این فرصت را دارد که دقیقا به آموزشی که می‌خواهد دست پیدا کند. به‌طور مشابه، ما تعدادی برنامه رفاه داریم تا این اطمینان حاصل شود که اگر شما کار خود را از دست بدهید، از لحاظ مالی تامین هستید. بنابراین شما همیشه از نوعی درآمد برخوردار خواهید بود؛ بنابراین اگر شما نتوانید مخارج خودتان را از طریق کار، تامین کنید، دولت دانمارک شما را حمایت خواهد کرد. 

‌دانمارک جزو کشورهایی است که بحران مالی ٢٠٠٩، اقتصاد این کشور را با رکود همراه کرد. چه اقداماتی برای خروج از رکود در پیش گرفته شد و آیا کشور شما از آن زمان تاکنون توانسته رکود را پشت‌سر بگذارد و به‌طورکامل از این مخمصه خارج شود یا نه؟ 

نشانه‌های آشکاری وجود دارد که ما در راهی متفاوت از بحران مالی که در سال٢٠٠٩ رخ داد، حرکت می‌کنیم. چیزی که ما درحال‌حاضر شاهد آن هستیم، تغییر حالت است؛ به‌خصوص از جانب شرکت‌هایی که به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای، یک چشم‌انداز بهتر نسبت به سال گذشته داشته‌اند. بااین‌حال، ما هنوز با رشد محدودی در دانمارک مواجه هستیم. حزب لیبرال، چندین برنامه با هدف تحریک رشد اقتصادی پیشنهاد داده است؛ به‌عنوان مثال ما می‌خواهیم به شرکت‌های خصوصی، آزادی مالیاتی بدهیم که به اعتقاد ما از طریق آزادی مالیاتی و کاهش بوروکراسی، شرکت‌های خصوصی صاحب فرصت‌هایی برای ایجاد اشتغال و در نتیجه، تحریک رشد اقتصادی می‌شوند. 

‌زمانی دانمارک در حوزه کشاورزی، قوی و اقتصادش مبتنی بر کشاورزی بود. آیا همچنان قسمت اعظم اقتصاد کشور بر پایه کشاورزی است؟ 

بله، همچنان بخش بزرگی از اقتصاد دانمارک بر پایه کشاورزی است. درواقع، بخش کشاورزی و مواد غذایی در دانمارک دارای یک پتانسیل برای افزایش صادرات خود تا ٥٠میلیارد کرون حدود (٠٠/ ٠٠٠ /٥٧٠/ ٧ دلار) است. علاوه‌براین، این بخش به‌طور بالقوه، می‌تواند تا ٢٥هزار شغل در طول پنج‌سال آینده ایجاد کند. متاسفانه، این پتانسیل به‌دلیل بار سنگین مالیاتی در این بخش، محدود شده است. همچنین دولت دانمارک، در سیاست‌های مربوط به بخش کشاورزی، دغدغه‌ها و نگرانی‌های زیست‌محیطی دارد که آنها برایش دارای اولویت‌هایی هستند؛ به‌عبارت‌دیگر، منافع رشد کشاورزی به حاشیه رانده شده است. اما حزب ما، (لیبرال) می‌خواهد به بخش کشاورزی یک فرصت برای رشد و ایجاد شغل بدهد. 

 ‌ اصلی‌ترین درآمد دولت از کدام بخش اقتصاد است؟ 

درآمد اصلی دولت دانمارک از مالیات از افراد و شرکت‌های خصوصی است. 

‌ ذخایر نفت و گاز دانمارک در چه وضعیتی است و میزان بهره‌برداری از آنها چقدر است؟ 

با توجه به آمار اوپک، ذخایر نفت دانمارک ٨٠٥میلیون بشکه و ذخایر گاز آن ٩١میلیاردمترمکعب در سال٢٠١٣ بود. در مورد میزان بهره‌برداری، اطلاعات دقیقی ندارم. 

‌ چرا تاکنون دانمارک به حوزه پولی یورو، نپیوسته است؟ 

ازآنجایی‌که ما به این توافق رسیده‌ایم که حق انصراف از مشارکت تحت پیمان ماستریخت را در سال١٩٩٢ داریم از یورو به‌عنوان ارز خود استفاده نمی‌کنیم. در سال٢٠٠٠ دولت دانمارک یک همه‌پرسی در مورد یورو انجام داد، بااین‌حال، ٢/٥٣درصد از مردم به موضوع استفاده از واحد پولی یورو، رای منفی دادند. بسیاری از احزاب سیاسی بزرگ در پارلمان دانمارک تمایل به همه‌پرسی دوباره درباره استفاده از واحد پولی یورو دارند؛ بنابراین، رفراندوم دوم چندین‌بار پیشنهاد شده است. من باور دارم که دانمارک در آینده باید به یورو بپیوندد. بااین‌حال، معتقدم اکنون زمان انجام این کار نیست. نیاز به اعتماد دوباره به یورو و اقتصاد اروپا در کل وجود دارد. این موضوع، مستلزم آن است که اتحادیه پولی و اقتصادی اروپا ارتقا پیدا کند، به‌طوری‌که سیاست پولی واحدی توسط یک اتحادیه بانکی ارایه شود. 

‌ روابط دیپلماتیک و اقتصادی ایران و دانمارک به قرن ١٧میلادی بازمی‌گردد؛ پیشنهاد شما برای توسعه روابط در زمان ریاست‌جمهوری حسن روحانی چیست؟ 

بر کسی مخفی نیست که دانمارک یک رابطه تا حدی تیره‌وتار با ایران دارد. این تا حدودی به‌دلیل تفاوت اساسی نظرات ما نسبت به حقوق زنان و حقوق بشر است؛ بااین‌حال، ما امیدواریم که انتخاب رییس‌جمهور روحانی بتواند منجر به یک رابطه بهتر بین دانمارک و ایران شود که درآن‌صورت، ما بتوانیم با همدیگر، همکاری کنیم. یکی از اولویت‌های ما در این برهه از زمان، تثبیت اوضاع خاورمیانه است. 

‌ اگر تحریم‌ها برداشته شود، کدام شرکت‌های دانمارکی می‌توانند در بازار ایران سرمایه‌گذاری کنند؟ 

دانمارک علاقه‌مند است که به‌طور فعال در تمام بازارها شرکت کند البته اگر شرایط اجازه دهد. من ایران را به‌دلیل فرهنگ غنی آن، یک بازار بالقوه می‌دانم. 


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: راهکار وزیر یک کشور مرفه برای حفظ رفاه شهروندان
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:55  توسط مصطفی  | 

اعتراف جمعی صهیونیست‌ها به شکست نتانیاهو

صهیونیست ها به جز تعدادی اندک درحزب لیکود با انتقاد شدید و بسیار گسترده به سخنرانی « بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر این رژیم در کنگره آمریکا، اعتراف کردند که «سخنرانی پوچ و تکراری نتانیاهو هیچ تاثیری بر روند مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 و عزم ایرانی ها نداشت وتنها باعث انزوای بیشتر اسراییل شد».

به گزارش روز پنجشنبه ایرنا، اکثریت رسانه ها و سیاستمداران صهیونیست در واکنش به سخنرانی نتانیاهو تاکید کردند: نتانیاهو 107 بار نام ایران را در سخنرانی پوچ و بدون محتوای خود در کنگره آمریکا بر زبان آورد اما نتوانست کمترین تاثیری را بر روند مذاکرات هسته ای بگذارد.

حمایت برخی وزیران عضو حزب لیکود از سخنرانی نتانیاهو در کنگره از جمله موشه یعلون وزیر جنگ و گلعاد اردان عضو شورای کوچک وزیران کابینه اسراییل نتوانست مانع انتقادات گسترده و تند رسانه های صهیونیستی شود که با اجماع، سخنرانی نتانیاهو را شکست خورده ، بی نتیجه و خسارتی بزرگ به منافع صهیونیست ها ارزیابی کرده اند.

گلعاد اردان گفته است که « برخی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی از سخنرانی نتانیاهو حمایت کرده اند».

تزیپی لیونی وزیر سابق دادگستری و رییس حزب صهیونیستی جنبش، تاکید کرد: سخنرانی نتانیاهو، اسراییل را منزوی تر و به منافع آن ضررهای زیادی وارد کرد و نتوانست تاثیری بر برنامه هسته ای ایران بگذارد.

یتسحاق هرتزوگ، رییس حزب کار هم با تاکید به اینکه سران کشورهای بزرگ دنیا اصلا به سخنان نتانیاهو گوش ندادند، گفت که سخنرانی نتانیاهو فقط فریادهای غربی را نسبت به اسراییل بلند ترکرد.

هرتزوگ گفت: حقیقت دردناک این است که بعداز کف زدن های مکرر در کنگره هنگام سخنرانی نتانیاهو، اکنون او تنها است ، اسراییل بیشتر منزوی شده و مذاکرات هسته ای با ایران ادامه یافته است.

روزنامه صهیونیستی هاآرتص هم نوشت : سخنرانی نتانیاهو پوچ و بدون محتوا بود و نتوانست کمترین تاثیری را بر روند مذاکرات جای با ایران وارد کند.

تسفی برئیل در این روزنامه صهیونیستی نوشت: با پایان سخنرانی ، سیل انتقادها از اسراییل و نتانیاهو شروع شد.

وی افزود: شاید نتانیاهو در داخل بتواند به یک پیروزی سیاسی دست یابد اما این پیروزی همراه با مصیبت برای اسراییل است،اعضای کنگره سئوال نکردند و نتانیاهو هم پاسخی به این سئوال نداد که بعداز توافق هسته ای چه باید کرد؟

یوسی فیرتر هم در هاآرتص نوشت : مناخیم بیگین نخست وزیر اسبق اسراییل در سال 1981 با حمله به تاسیسات هسته ای عراق توانست در انتخابات پیروز شود و نتانیاهو امیدوار است که با حمله لفظی به ایران و توافق هسته ای در انتخابات سال 2015 پیروز شود.

وی افزود: نتانیاهو با بیان سخنانی پوچ فقط وراجی کرد به ویژه زمانی که گفت اسراییل به تنهایی از خودش دفاع می کند، او در گذشته بارها ایران را تهدید کرده اما هیچ اتفاقی نیفتاده است و ایران اکنون می تواند اورانیوم غنی سازی کند.

انتقادهای معاریو دیگر روزنامه صهیونیستی از سخنرانی نتانیاهو گسترده تر و شدید تر بود.

بن کسبیت درمعاریو نوشت:سخنرانی نتانیاهو فرصتی برای جمع آوری رای در داخل اسراییل بود زیرا او و دستیاران رسانه ای و امنیتی او می دانستند که سخنانش هیچ تاثیری بر اعضای گروه 1+5 نمی گذارد و روند مذاکرات به چه سمتی پیش می رود.

بن کسبیت با این ادعا که « مذاکرات بازهم ادامه می یابد و دستیابی به توافق هسته ای نزدیک نیست و نتانیاهو این را می داند»، افزود: نتانیاهو مانند ککی است که بر روی پشت گاوی نشسته که زمین را شخم می زند،او با این سخنرانی درصدد برآمد تا اگر مذاکرات به نتیجه نرسید و توافق هسته ای امضا نشد، مانند کک که به نزدیکانش گفت من و گاو زمین را شخم زدیم، بگوید که او عامل به نتیجه نرسیدن مذاکرات هسته ای بوده است.

شبکه دوم تلویزیون رژِیم صهیونیستی هم سخنرانی نتانیاهو را مملو از تناقض ها خواند و اعلام کرد: نتانیاهو از یک سو اعتراف کرد ایران در 30 سال گذشته در مقابل تحریم ها مقاومت کرده و حتی توانسته است نفوذ خود را در چهار پایتخت عربی بیشتر کند و از سوی دیگر خواستار ادامه تحریم ها بجای مذاکرات شد.

این شبکه صهیونیستی به نقل از دیپلمات های آمریکایی که سخنرانی نتانیاهو را پیگیری کرده اند، افزود: نتانیاهو 107بار در سخنرانی خود نام ایران را بر زبان آورد اما نتوانست هیچ مطالب تازه ای بگوید و ادعاهای گذشته را تکرار کرد که گوش شنوایی برای شنیدن آنها وجود ندارد.

یدیعوت آحرونوت دیگر روزنامه صهیونیستی نوشت:سخنرانی نتانیاهو فقط از طریق شبکه های کابلی در آمریکا پخش شد و حتی رسانه های آمریکایی چندین ساعت به آن بی توجهی کردند و به زودی از برنامه کاری اعضای کنگره هم حذب خواهد شد.

ناحوم برنیاع نویسنده این روزنامه صهیونیستی تاکید کرد: برف هایی که اکنون پیاده روهای واشنگتن را پوشانده اند، به زودی و به سرعت آب خواهند شد اما سخنرانی نتانیاهو بسیار زودتر از آنها آب خواهد شد.

در این میان شبکه دهم تلویزیون رژیم صهیونیستی بر موضع برخی « کشورهای عربی معتدل» در قبال سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا تمرکز کرد.

تسفی یحزقیلی گزاشگر امورعربی این شبکه صهیونیستی گفت: کشورهای عرب معتدل حوزه خلیج فارس از باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا خواسته اند که به سخنان نتانیاهو در باره مسئله ایران گوش دهد.

وی افزود: برخی کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی از سخنان نتانیاهو استقبال کرده و گفته اند که نتانیاهو به نمایندگی از آنها سخن گفته است زیرا توان این گونه سخن گفتن را ندارند. 

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: اعتراف جمعی صهیونیست‌ها به شکست نتانیاهو
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:55  توسط مصطفی  | 

چهره جوان یک اسطوره دیوانه

اسطوره فوتبال آرژانتین با چند عمل جراحی که بر روی چهره خود انجام داده به کلی تغییر کرده است تا جایی که یک روزنامه سوئیسی لقب مامادونا را برای او انتخاب کرد.

به گزارش شفقنا، در این هیچ شکی وجود ندارد که دیگو آرماندو مارادونا یکی از محبوب ترین فوتبالیست های تاریخ فوتبال جهان است. این ستاره آرژانتینی با نمایش خیره کننده ای که در مستطیل سبز داشت همگان را به ستایش وا داشت. می گویند هر نابغه ای یک دیوانه است. بدون شک این درباره بعضی ها صدق می کند و درباره بعضی هم صدق نمی کند اما درباره اسطوره فوتبال آرژانتین به درستی صدق می کند.

مارادونا یک نابغه دیوانه است. این ستاره آرژانتینی که بسیاری او را بهترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان می دانند چه در مستطیل سبز و چه در بیرون از مستطیل سبز کارهای زیادی انجام داده که همه را مجاب می کند تا او را دیوانه بدانیم اما دیوانه ای که هم دوستش دارند و ستایشش می کنند و آرزوی آنها دیدن او است.

مارادونا در زندگی خصوصی خود با چالش های زیادی روبرو شده است. او بعد از خداحافظی از دنیای فوتبال به کلی تغییر کرد و از ورزش و روحیه ورزشی به کلی فاصله گرفت. مارادونا در زندگی خصوصی خود موفق نبود و چند بار تا الان ازدواج کرده است. جالب است که بدانیم این ستاره آرژانتینی به تازگی به دختری ازدواج کرده است که بسیار کوچکتر از خودش است و می توان او را هم سن و سال دختران مارادونا دانست.

این ستاره آرژانتینی بعد از ازدواج چند باره خود به کلی صورتش را دسخوش تغییر قرار داده است و چندین عمل زییایی انجام داده است. مارادونا که در برنامه ورزشی«زورادا» در کاراکاس صحبت می کرد با چهره جدیدی که از خود نشان داد همه را غافلگیر کرد. مارادونا با این عمل های زیبایی که انجام داده چهره خود را از فردی که ۵۴ سال سن دارد به جوانی ۳۰ ساله تغییر داده است. او در این برنامه تلویزیونی چهره خود را شبیه به زنان کرده بود و همین باعث شد تا روزنامه لوماتان سوئیس لقب «مامادونا» را به او بدهد و بنویسد که مارادونا به مامادونا تغییر شکل یافته است.

این روزنامه سوئیسی نوشت که همسر جدید مارادونا او را به چنین کارهای واداشته است.

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: چهره جوان یک اسطوره دیوانه
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:55  توسط مصطفی  | 

سختگیری پلیس پاکستان و خروج مهاجران افغان

در نتیجه اقدامات سختگیرانه پلیس علیه مهاجرین افغانستانی در شهرهای اسلام‌آباد و راولپندی بیشتر افغانستانی‌ها در حال ترک پاکستان هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد، روزنامه امت در گزارشی نوشت: بیشتر تاجران افغانستانی در حال تعطیل کردن فعالیت خود و مهاجرت به ایالت خیبر‌پختونخوا یا بازگشت به کشورشان هستند.

سراج‌آغا مدیر اتحادیه تجار بازار سبزی و میوه اسلام‌آباد در این زمینه گفت: اقدامات پلیس علیه مهاجران سبب شده که تاجران و کارگران افغانستانی بازار را ترک کنند.

وی افزود: این امر تأثیر منفی بر فعالیت‌های اقتصادی پایتخت دارد زیرا بسیاری از تاجران افغانستانی در زمینه مواد خوراکی و سایر موارد سرمایه‌گذاری کرده‌اند و مهاجرت آنها سبب فلج شدن بازار می‌شود.

به گفته سراج‌آغا، مهاجران افغانستانی چون اتباع خارجی هستند، نمی‌توانند تظاهرات کنند یا در برابر پلیس مقاومت نمایند بنابراین چاره‌ای جز پرداخت رشوه یا متوقف کردن فعالیت خود ندارند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد بیشتر مهاجران افغانستانی قصد بازگشت به کشورشان را ندارند و به طور موقت راهی کمپ‌های مهاجران در ایالت‌ خیبر‌پختونخوا یا مناطق محفوظ و دورافتاده در این ایالت شده‌اند.

بر اساس این گزارش، مهاجران افغانستانی از 30 الی 35 سال است که ساکن شهرهای اسلام‌آباد و راولپندی هستند و گردانندگان اصلی بازار الکترونیک و کالاهای چینی از جمله پارچه و ظروف چینی نیز می‌باشند.

گفتنی است هزاران نفر از مهاجران افغانستانی نیز به شغل‌هایی مانند مسافربری با موتور سه چرخ، واکس زدن، حمل بار و کارگری اشتغال دارند که مهاجرت آنها بر سیستم حمل و نقل همچنین سایر موارد تأثیر منفی خواهد گذاشت.


به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سختگیری پلیس پاکستان و خروج مهاجران افغان
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:55  توسط مصطفی  | 

سر آدمیزاد را تا دو سال دیگر پیوند می‌زنند؟

یک جراح اعصاب ایتالیایی، مدعی شده که راهی برای انجام عمل جراحی پیوند کل سر به یک بدن جدید کشف کرده است.
 
به گزارش مهر، سرگیو کاناور، ایتالیایی اعلام کرد که شیوه ای را کشف کرده که می تواند تا سال ۲۰۱۷ یک سر جدا شده، فرضا از فردی که بواسطه بیماری لاعلاج در حال مرگ است را به بدن یک بیمار مرگ مغزی پیوند بزند. اما سایر متخصصان نسبت به ادعای این پزشک ایتالیایی ابراز تردید می کنند.

به گفته دکتر چاد گوردون، استاد جراحی پلاستیک و جراح اعصاب دانشگاه جانز هاپکینز، هیچ راهی برای پیوند مغز و نخاع که در پی آن، حرکات حسی یا حرکتی به درستی عمل کنند، وجود ندارد. در خوشبینانه ترین حالت، ما ۱۰۰ سال تا تحقق این رویا دور هستیم.

«کاناورو» ایتالیایی انجام این عمل جراحی پیوند را از طریق ترکیبی موسوم به «پلی اتیلن گلیکول» امکان پذیر می داند.

طبق گفته وی، این ترکیب موجب تحریک رشد اعصاب در نخاع و اتصال آنها به نورون ها شده و همچون نوعی چسب برای اتصال بین بدن و سر عمل می کند. البته این جراح ایتالیایی قرار است طرح کامل پروژه خود را در نشست «آکادمی جراحان اعصاب و اورتوپد آمریکا» در اواخر ماه خرداد تشریح نماید.

در سال ۱۹۷۰، یک جراح اعصاب به نام «رابرت وایت»، سر یک میمون را به بدن میمون دیگری پیوند زد. نخاع میمون هرگز به بدن جدید پیوند نخورد، به همین دلیل این میمون فلج باقی ماند، اما گردش خون در مغز بدین معنا بود که میمون می تواند همچنان ببیند، بشنود، حس بویایی داشته باشد و طعم غذاها را بفهمد. در نهایت، سیستم ایمنی بدن پیوند سر را پس زد و میمون مُرد.

بزرگترین مشکل در انجام این پیوند، اتصال نخاع به مغز است، به طوریکه سر بتواند بدن جدید خود را کنترل کند. از طرف دیگر این عمل بسیار دشوار است، چرا که اگر مغز برای مدتی طولانی بدون اکسیژن بماند می میرد

به نقل از تابناک
برچسب‌ها: سر آدمیزاد را تا دو سال دیگر پیوند می‌زنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:54  توسط مصطفی  | 

مطالب قدیمی‌تر